در نشست تخصصی «مبانی الهیاتی و اجتماعی جانفدا» مطرح شد؛
جانفدا؛ ظرفیتی اجتماعی برای امتداد حرکت مردمی
رئیس اداره تبلیغات اسلامی سیروان چطور مردم شهر را همدل کرد؟
روزهای اولی که به سیروان آمده بود، دستش خالی بود؛ نه هیئت فعالی در کار بود و نه تشکلی مردمی که بشود به آن تکیه کرد. حتی در شبهای فاطمیه، درِ مسجد شهر تنها برای شش، هفت نمازگزار باز و بسته میشد، بیآنکه نوایی از ذکر و مصیبت بلند شود. وقتی تصمیم به تغییر اوضاع گرفت؛ یکی به او گفت: حاجآقا شما کنار بایستید، ما صفر تا صد کارها را انجام می دهیم و عکسها را برایتان میفرستیم! اما او اهل گزارشسازی نبود؛ برای همین شال و کلاه کرد و در کوچه، پسکوچههای شهر راه افتاد تا بتواند چهره مذهبی سیروان را تغییر دهد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، حجتالاسلام مجتبی فاضلی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان سیروان در استان ایلام می گوید: در همان روزهای نخستی که به سیروان آمده بودم، تصمیم گرفتم برای ترغیب مردم به حضور در مسجد، رودررو با آنها صحبت کنم. دو ماه تمام فقط پای حرف مردم نشستم و گفت و گو کردیم. سراغ فعالان فرهنگی رفتم که سالها از دلخور و بی انگیزه بودند. در این دوماه فهرستی بلند بالا از معضلاتی تهیه کرده بودم که به راحتی قابل حل بودند اما در همه این سال ها مثل یک قفل محکم بر روی درهای تغییر جا خوش کرده بودند. برخی فعالین فرهنگی با هم اختلاف داشتند، برخی مدت ها به دنبال مجوز بودند اما نتیجه نگرفته بودند و .... در همان مدت تقریبا همه مشکلات را شناسایی و تقریبا گره کار را پیدا کردم؛ مردم باید خودشان صاحب میدان میشدند.
وقتی قفل ها باز شد
کم کم اعتماد مردم جلب و مسجد شلوغ شد. حاج آقا فاضلی با همراهی امامجمعه تصمیم گرفته بود همه گره های پیش پا افتاده را باز کند. آن هم با دادن میدان به نیروهای پرانگیزه؛ اولین هیئت محوری شهرستان با نام «منتظران ظهور» متولد شد. پشت سر آن، هیئتهای خانگی آلیاسین در خانهها و روستاها جان گرفتند و هیئت بانوان با حضور دهها مادر و دختر در دفتر امامجمعه شکل یافت. «هیئت رزمندگان اسلام» هم پیوند میان کارمندان ادارات و مردم را محکم کرد. در کنار اینها، دانشآموزان هم به میدان آمدند؛ هیئتی که خودشان تشکیل دادند، بدون اینکه نیازی به دیوار و گلدسته مسجد داشته باشند، ۱۲ شبِ محرم را در پارک محله «فرهنیگان» مراسم عزاداری برپا کردند که با استقبال کمنظیر اهالی روبهرو شد.
مسیری که به روستاها رسید
رفته رفته کار از مساجد فراتر رفت. اربعین که شد، کاروان پیادهروی جاماندگان اربعین مملو از مردمی شد که تا همین چند ماه پیش حتی با مسجد قهر کرده بودند؛ کاروانی که از دل شهر و روستاها شکل گرفت و پیاده روی 15کیلومتری تا حرم مطهر امامزاده عباس(ع) را رقم زد. جشنهای غدیر و نیمه شعبان هم که سالها محدود به یک ایستگاه صلواتی ساده شده بود، با هفت غرفه فعال مردمی به جشن بزرگ خیابانی تبدیل شد.
روایت سیروان، قصه تبلور مدیریت مردمی در کسوت خادمی است؛ جایی که رئیس تبلیغات اسلامی تصمیم گرفت نام سازمانش در سایه بماند و با پیاده رفتن در میان مردم و احیای هیئتهای مردمی، شیرینی ثمر دادن یک نهال فرهنگی را مانند دهقانی پس از فصل درو به تماشا بنشیند.
1405/07/20