روایت حجت‌الاسلام شاهین طمری از نقش مسجد در روزهای جنگ

مسجد هانیوان به پناه همدلی اهل محل تبدیل شد

روایت حجت‌الاسلام شاهین طمری از نقش مسجد در روزهای جنگ

مسجد هانیوان به پناه همدلی اهل محل تبدیل شد

در روزهای جنگ، محله هانیوان ایلام با نگرانی و اضطراب روزهای دشواری را سپری می‌کرد؛ اما مسجد محله خیلی زود به نقطه‌ای برای بازسازی امید و همدلی مردم تبدیل شد.

مسجد هانیوان به پناه همدلی اهل محل تبدیل شد

به گزارش روابط عمومی سارمان تبلیغات اسلامی، در روزهای جنگ، محله هانیوان ایلام با نگرانی و اضطراب روزهای دشواری را سپری می‌کرد؛ اما مسجد محله خیلی زود به نقطه‌ای برای بازسازی امید و همدلی مردم تبدیل شد.

حجت‌الاسلام شاهین طمری، امام محله هانیوان، با دعوت از اهالی برای حضور در میدان و استفاده از ظرفیت مسجد، زمینه‌ای فراهم کرد تا مردم، هرکدام متناسب با توان و تخصص خود، برای کمک به یکدیگر وارد عمل شوند.

حجت‌الاسلام شاهین طمری، امام محله هانیوان ایلام، از روزهایی می‌گوید که با اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب، فضای محله تحت تأثیر قرار گرفت و نگرانی از آینده در میان مردم موج زد.

او روایتش را این‌گونه آغاز می‌کند: «روزی که خبر شهادت رهبر عزیزمان اعلام شد، خیلی از مردم محله غمگین و ناامید شده بودند. در راه رفتن به مسجد می‌شنیدم که یکی می‌گفت: «کار کشور تمام است...» و دیگری جواب می‌داد: «دشمن داره میاد..»

آن شب برای طمری به سختی گذشت. نگرانی مردم و تغییر حال‌وهوای محله، او را به این فکر انداخت که مسجد در چنین شرایطی چه نقشی می‌تواند ایفا کند و چگونه می‌توان مردم را از فضای ترس و ناامیدی عبور داد.

صبح روز بعد، بچه‌های مسجد را دور هم جمع کرد و دو راه پیش روی آنها گذاشت: «یا می‌رویم در لاک خودمان و تسلیم ترس می‌شویم، یا می‌رویم وسط میدان و برای مردم امید می‌سازیم.» 

انتخابشان مشخص بود؛ باید کاری می‌کردند. نخستین اقدام از خود مسجد آغاز شد. روی پشت‌بام رفتند و یک بلندگوی دیگر به بلندگوهای مسجد اضافه کردند. ابتدا یک جزء از قرآن کریم با صدایی آرامش‌بخش پخش شد و بعد، مداحی حماسی برای تقویت روحیه مردم.

واکنش اهالی خیلی زود آغاز شد. چند ساعت بعد، چند نفر از خانم‌ها مقابل مسجد آمدند و همان‌جا ایستادند و گوش دادند. به‌تدریج افراد بیشتری جمع شدند و مسجد دوباره به محل حضور مردم تبدیل شد.

طمری می‌گوید در آن روزها تصمیم گرفت از سخنرانی‌های طولانی فاصله بگیرد و به جای آن، درباره همدلی و کنار هم ماندن در شرایط سخت با مردم صحبت کند؛ رویکردی که خیلی زود نتیجه خود را نشان داد.

یک شب، در میان صحبت‌های امام محله، معلمی از میان جمعیت بلند شد و پیشنهاد داد مسجد را به کلاس درس تبدیل کند تا دانش‌آموزان از درس‌هایشان عقب نمانند. بعد از او، یک پرستار اعلام کرد که اگر کسی بیمار شد یا خانواده‌ای نیاز به کمک داشت، می‌تواند روی کمک او حساب کند.

ماجرا به همین‌جا ختم نشد. سه مغازه‌دار محله هم جلو آمدند. نانوا گفت از روز بعد به خانواده‌هایی که توان خرید ندارند، نان نسیه می‌دهد و حساب آن را به بعد موکول می‌کند. قصاب اعلام کرد هر روز مقداری گوشت برای خانواده‌های کم‌برخوردار کنار می‌گذارد و بقال محله نیز گفت تا جایی که بتواند، کالاهای ضروری را با تخفیف عرضه می‌کند و برای برخی خانواده‌ها رایگان حساب خواهد کرد.

به این ترتیب، مسجد به محلی تبدیل شد که هرکس می‌توانست بخشی از توان خود را برای کمک به دیگران به میدان بیاورد؛ یکی با دانش و تخصصش، دیگری با شغل و امکاناتش و فردی دیگر با وقت و حضورش.

طمری می‌گوید: «هرکس با هر توان و تخصصی که داشت، به میدان آمد. من فقط نگاه می‌کردم. حرفی برای گفتن نداشتم. دلم می‌خواست گریه کنم، اما خودم را نگه داشتم.»
آنچه در هانیوان شکل گرفت، فقط بازگشت مردم به مسجد نبود؛ شکل‌گیری شبکه‌ای از همراهی و کمک متقابل در دل محله بود. مسجد، در روزهایی که اضطراب می‌توانست مردم را از یکدیگر دور کند، به محلی برای نزدیک‌تر شدن آنها تبدیل شد.

به گفته طمری، از آن روز به بعد مسجد هانیوان هم معلم داشت و هم پرستار؛ جوان‌ها و سالخورده‌ها نیز هرکدام بخشی از توان خود را به میدان آوردند تا مردم محله بتوانند روزهای دشوار را در کنار یکدیگر پشت سر بگذارند.
 

 

1405/07/14

تعداد بازدید: 5