روایت حجت‌الاسلام روح‌الله عطایی از یک تجربه متفاوت در اعتکاف دانش‌آموزی

اعتکافی که یک لیدر اغتشاشات را به مربی فرهنگی تبدیل کرد

در اوج اغتشاشات سال ۱۴۰۱، حضور نوجوانانی با سبک زندگی متفاوت در نخستین اعتکاف دانش‌آموزی چهارباغ، نگرانی‌هایی درباره برهم خوردن فضای معنوی این مراسم ایجاد کرده بود؛ اما اصرار حجت‌الاسلام روح‌الله عطایی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان چهارباغ، بر حضور همه نوجوانان، تجربه‌ای متفاوت را رقم زد؛ تجربه‌ای که به روایت او، در ادامه به شکل‌گیری یک جمع فعال فرهنگی و هیئتی انجامید.

اعتکافی که یک لیدر اغتشاشات را به مربی فرهنگی تبدیل کرد

به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در اوج اغتشاشات سال 1401، حضور نوجوانانی با سبک زندگی متفاوت در نخستین اعتکاف دانش‌آموزی چهارباغ، نگرانی‌هایی درباره برهم خوردن فضای معنوی این مراسم ایجاد کرده بود؛ اما اصرار حجت‌الاسلام روح‌الله عطایی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان چهارباغ، بر حضور همه نوجوانان، تجربه‌ای متفاوت را رقم زد؛ تجربه‌ای که به روایت او، در ادامه به شکل‌گیری یک جمع فعال فرهنگی و هیئتی انجامید.

در نخستین روزهای کاری‌ام در اداره تبلیغات اسلامی چهارباغ متوجه شدم که در این شهر، تا آن زمان اعتکاف دانش‌آموزی برگزار نشده است. همان سال تصمیم گرفتم این رویداد معنوی را برگزار کنم.

سال 1401 و اوج اغتشاشات بود. برخی پیشنهاد کردند با توجه به شرایط، بهتر است افراد شرکت‌کننده گزینش شوند؛ مخالفت کردم و گفتم بگذاریم همه بیایند؛ حتی آن‌هایی که شاید ظاهرشان با ما جور نباشد.

آن سال در میان شرکت‌کنندگان، حدود 40 تا 50 نفر خانم بی‌حجاب و بدون روسری حضور داشتند؛ حتی لیدری که همراهشان بود، از لیدرهای اغتشاشات همان سال بود. باوجوداین، معتقد بودم که فضای اعتکاف فرصتی خواهد شد که دل‌ها نرم شود.

در روزهای اول، برخی رفتارهای ناسالم هم دیده می‌شد؛ سیگار کشیدن، روزه نگرفتن و حتی شوخی‌های نامناسب. مربیان نگران بودند که این فضا خراب شود، اما من همچنان به هدفی که داشتم، مصمم بودم. به بچه‌ها گفتم: «هر کاری می‌خواهید بکنید، فقط یک ربع تا بیست دقیقه قبل از اذان صبح را به ما اختصاص دهید.»

در این زمان، مناجات و روضه‌ای ویژه برگزار کردیم. در ابتدا مورد تمسخر برخی شرکت‌کنندگان قرار گرفت، اما اتفاقی عجیب رخ داد. یک روز، یکی از دختران که لیدر بی‌نظمی‌ها بود، خواب دیده بود خانمی به او می‌گوید: «دخترم، بیا و چادر بپوش.» وقتی بیدار شد، به‌شدت منقلب شده بود و همان‌جا درخواست چادر کرد.

این دختر که لیدر گروه بود، به‌مرور تبدیل به مربی اعتکاف و یکی از فعالان فرهنگی شهرستان شد. سال بعد، تعداد دختران محجبه در اعتکاف به 70 نفر رسید و این دختر، رفقایش را هم با خود همراه کرد.

بعد از آن اعتکاف به‌یادماندنی، همان دختر همراه حدود 100 نفر دیگر در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرد و گفت: «دیگر نیازی به جهاد تبیین نیست، چون من خودم شبهات را درست می‌کردم و حالا پاسخ شبهات را بلدم.»

در سال 1403 هم این روند ادامه پیدا کرد و حدود 50 نفر دیگر به این جمع اضافه شدند. روز شهادت حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) که چادر بر سرشان گذاشته شد، فضای معنوی ویژه‌ای به وجود آمده بود و همه آنها گریه می‌کردند.

حالا همه این بچه‌ها از اعضای هیئتی به نام «ریحانه‌الحسین» هستند که هر هفته برنامه مذهبی دارند.
 

 

1405/07/01